یافتن بخش جذاب در میکس و مسترینگ

در هر قطعه ای، نکته ای خاص و جذاب وجود دارد که تمام توجه شما را به خود معطوف می کند. اگر این گونه نیست میکس را انجام ندهید. هنوز قطعه کامل نشده است.

اگرچه تمام پنج بخش از شش بخش گفته شده در میکس برای انجام یک میکس خوب در بسیاری از سبک ها کافی است، ولی گاهی اوقات قطعه نیاز به عاملی دیگر برای تبدیل شدن به یک میکس فوق العاده را دارد. البته میکس قطعه ای خوب به همراه تنظیم و نوازندگی حرفه ای، بسیار راحت تر است؛ ولی اضافه شدن یک میکس فوق العاده در این مرحله، قطعه را به یاد ماندنی و خارق العاده می کند. همین موضوع در رابطه با به یاد ماندنی ترین قطعات تاریخ صادق است.

چگونه این جذابیت را

جذاب بودن یک میکس به مانند یکی فیلم سینمایی خوب از صحیح بودن آن مهم تر است. یک میکس خوب باید فضایی همراه با فرازها، فرودها و اضطراب خلق کرده و در تمام طول قطعه مخاطب را به صورت ناخودآگاه جذب کند. همانطور که یک فیلم خوب بسیار جذاب تر از دنیای واقعی است، یک میکس فوق العاده نیز باید این گونه متفاوت باشد. احساس در قطعه باید به گونه ای باشد که مخاطب را جذب قطعه و در حین گوش دادن در جای خود میخکوب کند.

با این که مهم ترین بخش خواننده اصلی است، ولی لزوما می تواند نکته جذاب قطعه نباشد. جذابیت می تواند یک riff باشد، برای مثال در قطعه “Satisfication” و “Start me Up” از Rolling Stones و یا شروع قطعه “Clock” از Cold Play. همچنین جذابیت می تواند یک ریتم مثلا در “I Bet you look good on the dancefloor” از Arctic Monkeys و یا “Born this way” از Lady Gaga باشد. این بخش است که همیشه مخاطب را مجاب به گوش دادن و لذت بردن از قطعه می کند.

با رعایت تمامی این شرایط به بخش اصلی میکس و جرئیات مربوط به آن می رسیم.

گرچه بسیاری از مهندسین صدا بر اساس تجربه فرایند میکس را جلو می برند، ولی تمامی آن ها به طور خودآگاه یا ناخودآگاه روندهای مشخصی برای انجام این کار دنبال می کنند.