مبانی نصب سیستم صوتی در سالن ها

مقدمه

یکی از مشخصه های موسیقی پاپ و راک نیاز به تقویت منابع صوتی در آن هاست. دلیلی این امر این است که برقراری توازن آکوستیکی برای سازهای متفاوت دشوار بوده (بخصوص در سالن های کوچک) و یا صدای بسیار کم شنونده را درگیر نمی کند (سالن های بزرگتر). درامز آکوستیک تراز فشار صوتی بسیار بالا، فراتر از 100dB SPL در فاصله چندین متر از خود در یک سالن کوچک تولید می کند. در نتیجه صدای منابع دیگر همچون خواننده باید تقویت شوند. در سالن های بزرگتر سطح صدا برای شنوندگان بسیار کم بوده و تمامی سازها باید تقویت شوند. پس از میکس سازهای مختلف توسط مهندس صدا، صدا تقویت شده و از طریق بلندگوهای PA به شنوندگان و خود او می رسد. محل قرارگیری میز صدا (میکس) به عنوان front of house (FOH) شناخته می شود. شکل معمول قرار گیری در یک کنسرت پاپ در شکل زیر داده شده است. هنر میکس در اجراهای تقویت شده تلاشی است برای یافتن بهترین توازن بین صدای سازها تا صدایی واحد به عنوان موسیقی شنیده شود. اگر نوازنده ها حرفه ای باشند، که معمولا در ارکسترهای حرفه ای به همین صورت است، میکس بسیار آسان تر است. در این جا طراحی سیستم های صوتی تا جایی که کمترین تاثیر را از شرایط آکوستیکی بپذیرد، مورد بحث قرار می گیرد. هرچه جهتوری سیستم صدارسانی(PA) بیشتر به سمت جمعیت و نه دیوارهای اطراف و سقف باشد، واخنش کمتری پدید خواهد آمد. بر روی صحنه نیز نیاز به تقویت صدا داریم تا نوازندگان صدای خود و یکدیگر را بشنوند. کمی قبل تر فقط بلندگوهای مانیتوریگ برای تقویت صدا بر روی صحنه استفاده می شد، ولی از سال 1990 مانیتورهای گوشی(In ear monitors) محبوبیت زیادی پیدا کرد. مانیتور گوشی امکان حرکت نوازندگان بر روی صحنه را بدون از دست دادن صدایی که از بلندگوهای مانیتور پخش می شود، فراهم می آورد. تلاش دیگر برای رسیدن به همین شرایط، استفاده از مانیتورهای باز که side-fill Monitors لقب گرفتند و در دو طرف صحنه نصب می شدند، بود.

مزیت دیگر مانیتورهای گوشی، کنترل صدای زیاد منابع صوتی و کاهش صدای ناخواسته منابع باز است. این موضوع به مهندس صدا هم کمک می کند تا میکس شفافی انجام دهد. هر نوازنده معمولا به میکس خاصی نیاز داشته و انجام این کار توسط مهندس صدا برای آن که گروه هنگام اجرا حس خوبی داشته باشد، بسیار مهم است.

سیستم صوتی (تمام زنجیره آن از میکروفون ها، میز میکس و تقویت کنده تا بلندگوها) خود به خود برخی از فرکانس ها را بیش از بقیه تقویت می کنند. همین اتفاق نیز در اتاق، اگر نمودار واخنشی ثابت در تمام باند فرکانسی نداشته باشد، می افتد. مجموع پاسخ فرکانسی غیر ثابت سیستم صوتی و اتاق از طریق اکوالایزر اصلاح می شود؛ برای مثال اکتاوهای سوم با اسافتاده از اکوالایزر پارامتریک که house-EQ نامید می شود، و یا ترکیبی از فیلترهای FIR و IIR.

(مانند هر اکوالایزر دیگر پیامدهایی ناشی از واپیچش فاز در صدای نهایی وجود خواهد داشت؛ در نتیجه هرچه house-EQ کم تر باشد، مناسب تر است). مهندس FOH هر ساز را جداگانه به گونه ای اکوالایز می کند که هر ساز صدای خوبی متناسب با سلیقه گروه تولید کرده و همچنین هیچ سازی ساز دیگر و باندهای فرکانسی یک ساز، خود آن ساز را پوشش(mask) ندهد. هر باند فرکانسی در طبقه خاصی از میکس قرار می گیرد.

ذکر این نکته مهم است که ای اکوالایزر تاثیری بر روی آکوستیکی اتاق ندارد. شرایط آکوستیکی اتاق محصول تجهیزات استفاده شده در درون اتاق و چینش آن ها، شکل و ابعاد اتاق و وسایل داخل آن مانند صندلی ها و … است. نمی توان با تجهیزات الکترونیکی، آکوستیک اتاق را تغییر داد. اما اگر تمامی سازها اکوالایز شده و سطح صدای مناسبی در میکس دارند، چرا باز هم آکوستیک اتاق اهمیت دارد؟ دلیل آن زمان واخنش است. زمان واخنش سالن با استفاده از اکوالایزر الکترونیکی تغییر نمی کند. چالش ما اینجا نه در حوزه دامنه، بلکه در حوزه زمان است. زمانی که برخی از فرکانس ها با سرعت پایینی از بین می روند؛ (1) برخی از صدای سازهای دیگر را در حوزه فرکانس پوشش داده و زنگ صدای آن سازها را تخریب می کنند؛ (2) زمان واخنش مورد دلخواه ما را در نواحی فرکانسی دیگر پوشش می دهند. مثال معمول این اتفاق، صدای rumbling ناشی از تاخیر بازتاب های ناحیه بم است.