سازهای هم خانواده تار

در سال های اخیر هر گونه نوآوری بر روی این ساز، بیشتر به افزایش کیفیت و کارایی آن منجر شده است. تنها اتفاق مهم در این خصوص ساخت اندازه هایی کوچک تر و بزرگ تر از تار معمولی بود که به پیشنهاد کلنل علی نقی وزیری و البته با الگو برداری از فرهنگ موسیقی غربی، به نام های تارسوپرانو و تارباس ساخته شدند. از این دو، فقط تارباس موفق شد در موسیقی نوین ایران جایی پیدا کند و امروزه بیشتر گروه های موسیقی ایرانی از آن بهره می برند. صدادهی تارباس یک هنگام (Octave) بم تر از تار معمولی است. این ساز فقط سه عدد سیم دارد و معمولاً از سیم های گیتار و در مواردی از سیم های ویلنسل بهره می گیرد. تارباس با مضرابی از جنس پلاستیک یا شاخ حیوان نواخته می شود. صدای تک نوازی آن خیلی جذاب نیست ولی در گروه نوازی کاربرد فراوان دارد. در تارباس فقط صداهای بم مورد نیاز است. به همین دلیل روی بخش نقاره، همانند تار پوست نمی اندازند و این قسمت غالباً به صورت خالی دیده می شود. برخی نیز برای زیبایی، روی آن را با یک توری نازک می پوشانند. تارباس در سال های اخیر غالباً در کنار عود، بخش باس موسیقی های معاصر ایرانی را می پوشاند. شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار آذری یا قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در منطقه قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. آذربایجان، تنها منطقه بومی ایران است که در آن علاوه بر موسیقی محلی، یک موسیقی ویژه به نام موسیقی موقامی (مقامی) در آن وجود دارد که با سازهای کمانچه، تار آذری و قاوال نواخته می شود. تار آذری که در گستره بزرگی از مناطق آذری نشین تا گرجستان رواج دارد، در بیشتر متون تاریخی از آن به عنوان تار قفقازی یاد شده است. هماننند تار ایرانی، کاسه ای دوقلو دارد ولی به جای شش سیم، از هشت عدد بهره می گیرد. ضمن این که صدایش کمی تودماغی است. این ساز همیشه روی سینه نوازنده قرار می گیرد و به همین دلیل، ایستاده هم می توان آن را نواخت.

اهمیت عایق صوتی و آکوستیک محیط برای نوازندگان

تجربه های نوین

تار از گذشته همواره در دو نقش تکنواز و همنواز ایفای نقش می کرده است. قدرت صدای آن با سازهایی چون سنتور، عود، کمانچه و نی برابری می کند و بدون میکروفون می تواند در کنار این سازها به همنوازی بپردازد. در سال های اخیر علاوه بر کارهای گروه نوازی ایرانی، آهنگ های مستقلی نیز برای این ساز تصنیف شده است. آهنگ هایی مانند چند نوازی تار که نخستین بار توسط آهنگسازی به نام محسن نفر صورت گرفت و یا دونوازی تار به نام شورانگیز، ساخته حسین علیزاده با اجرای مشترک خودش و ارشد تهماسبی. البته خیلی پیش تر، علی نقی وزیری، آهنگ های دونوازی برای تار نوشته بود ولی عموماً این آهنگ ها شبیه دونوازی های غربی بودند که بیشتر توسط هنرآموزان هنرستان موسیقی اجرا می شدند و در مجموع از اقبال عمومی برخوردار نبودند. در مجموع تجربه محسن نفر در آهنگ چند نوازی تار و تارباس که بیشتر بر اساس تشکیل آکورد زیر ملودی اصلی شکل گرفته بود و همچنین تجربه دونوازی تار ساخته حسین علیزاده که از نوعی فن چند صدایی موسوم به کنترپوان استفاده می کرد، به مذاق شنوندگان موسیقی ایرانی بیشتر خوش آمدند. در خصوص تجربه های نوین تار همچنین می توان به آهنگ فانتزی برای تار و ارکستر ساخته حسین دهلوی اشاره کرد. این آهنگ در اصل بر اساس “بندباز” ساخته کلنل علینقی وزیری بسط و گسترش یافته است. تار همواره در کانون تمدن های شهری بوده و کاربردی در موسیقی محلی نداشته است ولی در چند دهه اخیر و به خصوص با راه اندازی رادیو ایران، برخی نوازندگان محلی به این ساز روی آوردند. از سوی دیگر برخی نوازندگان موسیقی شهری نیز سعی کردند با استفاده از آن، آهنگ های محلی را بازنوازی کنند. اجرای برخی آهنگ های مشهور موسیقی غربی با تار از دیگر تجربه های نوازندگان معاصر است. چنین تجربه ای ابتدا در باکو پایتخت کشور آذربایجان توسط تارنوازان آذری صورت گرفت و امروزه نیز کیوان ساکت، یکی از نوازندگان ایرانی به چنین تجربه ای روی آورده است. این آثار در اصل برای سازهایی مثل ویولون، پیانو و گیتار نوشته شده اند که در اجرای جدید با صدادهی تار، رنگ متفاوتی به خود گرفته اند. روشن است اجرای چنین آثاری در مقوله موسیقی ایرانی نمی گنجد. بلکه صرفاً تجربه ای برای ایجاد یک موسیقی جدید با هویت دوگانه است.