روش های کلی میکس و مسترینگ

آگاه یا ناخودآگاه (به صورت خودآگاه برای بسیاری از مهندسین) اکثر مهندسین صدا روش کلی مشخصی در انجام میکس و مسترینگ دارند. اگرچه جزئیات آن وابسته به قطعه، هنرمند ژانر و حتی یکی بودن مهندس میکش و مهندس ضبط متغیر است، ولی کلیت آن بر گام های ثابتی استوار است:

  • شناسایی جهت حرکت قطعه
  • پیشرفت Groove
  • یافتن مهم ترین بخش قطعه و تاکید بر آن

آخرین گزینه در ساخت میکس فوق العاده بسیار مهم است. همانطور که Benny Faccone مهندس شناخته شده میکس می گوید:  این کار تقریبا شبیه به نوازنده ای است که گیتار خود را برداشته و شروع به نواختن می کند. ممکن ایت که نت ها در مقابل او باشند، ولی او فراتر (از نواختن معمولی) رفته و چاشنی خلاقیت را به آن می افزاید. میکس هم همینطور است. دیگر هدف از میکس صرفا یکنواخت کردن سطح صدا نیست، بلکه باید انرژی قطعه را به مخاطب رساند. هر کسی می تواند صدای باس و یا درام را یکنواخت کند.

بلندی، عمق و پهنا:

تفکر مهندسین صدای حرفه ای در میکس سه بعدی است. آن ها برای هر قطعه، بلندی، عمق و پهنا در نظر می گیرند؛ به این معنی که هر قطعه باید عمق و تصویر استریویی مناسبی داشته باشد.

بلندی یعنی شناخت بخشی از قطعه که از نظر فرکانسی متوازن بوده و گزینش آن به عنوان مرجع. به عنوان دستیار مهندس صدا، این شناسایی از طریق مقایسه با کار سایر مهندسین صدا یا CDهایی با کیفیت که با آن آشنایی کامل دارید انجام می گیرد.

در واقع، تلاش بر این است که تمامی فرکانس ها به درستی در جای خود قرار گرفته و به صورت متوازن پخش شوند …؟

گاهی اوقات نیاز به کاهش بازه میانی فرکانسی است. بیشتر مواقع به دنبال شفافیت بیشتر قطعه هستیم، البته این در تمامی ژانرهای موسیقی صادق نیست. باز ه تجربه میکس با بخش های با صدای خوب مناسب است.

افکت یا همان عمق با افزودن صداهای محیطی به قطعه بوجود می آید. این کار معمولا با اسفاده از تاخیر و واخنش (و همچنین offshoots مانند Flanger و Chorusing) انجام می گیرد. البته میکروپفون های اتاق، بالاسری، محیطی و جتی نشتی سایر سازها نیز نقش مهمی در این بعد دارد. “Panning” یا پهنا به این معناست که قرارگیری بخش های مختلف در صدا، تصویری گسترده و جذاب از صدا خلق کرده و همچنین هر بخش، با شفافیت بیشتری قابل شنیدن باشد.