اصول کسب و کار در موسیقی

مثل همه کسب و کارهای موفق در زمینه موسیقی و صدا، شما هم باید اصول ثابتی برای خود داشته باشید. در اینجا چند اصل بنیادین که هر صاحب کسب و کار هوشمندی آن ها را می داند و به کار می برد را می آوریم.

قانون عرضه و تقاضا

اگر تقاضای کافی برای زمینه فعالیت شما در موسیقی نباشد، پول بدست نخواهید آورد. در طرف دیگر، اگر تقاضای بیشتری برای کار شما وجود داشته باشد، به کارتان ادامه می دهید، موسیقی بیشتری می فروشید و می توانید قیمت را افزایش دهید.

باید خرج کنید تا پولدار شوید.

اگر مایل به سرمایه گذاری روی خودتان (درس ها، مربیان و …) و ابزارتان (ساز و دستگاهای دیگر) نباشید، نمی توانید با کسانی که این کار را انجام می دهند رقابت کنید.

هرچه ریسک بزرگتر باشد، پتانسیل بازگشت سرمایه بالاتر است.

اگر همیشه امن عمل می کنید و کارهای یکسان با دیگران انجام می دهید، پول بدست می آورید اما هیچگاه به عنوان یک پیشکسوت و بدعت گذار درآمد نخواهید داشت. اگر تنها کمی خلاق باشید و مرزها را با فعالیت خود در موسیقی گسترش دهید، برای تمایز نسبت به دیگران به اندازه کافی منحصر به فرد خواهید بود.

بدست آوردن مشتری جدید 5 برابر مشکل تر از فروش به مشتری پیشین است.

اگر از طریق جمع  آوری ایمیل طرفدارانتان و فرستادنه خبرنامه دوره ای به ایمیلشان با آن ها ارتباط داشته باشید، آثار جدیدتان را به آسانی به آن ها می فروشید. دلیلش این است که آن ها در حال حاضر شما را می شناسند، به شما اعتماد دارند و موسیقیتان را دوست دارند. و این در مقایسه با قانع کردن و بدست آوردن طرفداران جدید برای این که پول به سختی بدست آورده شان را به شما بدهند، برتری دارد.

خدمات مشتریان پادشاه است.

اگر با طرفدارانتان طوری که گویی آن ها مهمترین افراد در دنیا هستند رفتار نکنید، کسی را پیدا خواهند کرد که این کار را بکند. با آن ها رفیق شود و نیاز آن ها و بیشتر را برآورده کند.

هر صنعتی مجموعه بهترین روش های خود را دارد.

صنعت موسیقی استثنا نیست، آن را مطالعه کنید، قوانینش را بیاموزید، عوامل موثر در پیشرفت دیگر هنرمند ها را بیابید، یک مربی استخدام کنید، شبکه خود را بسازید و …. تضمین می کنم که رقابت جدی شما در گرو همه این ها است.

کسب و کارهایی که گروه مشاوران و تیم مدیریت قوی دارند، تصمیمات هوشمندانه تری می گیرند.

همچنان که حرفه شما پیشرفت می کند، اطراف خود را با یک مدیر هوشمند، یک دفتردار، یک ویکیل متخصص در امور دعاوی هنر و سرگرمی و هر تخصص دیگر که تیم شما به آن نیازمند است احاطه کنید.

کسب و کارهای هوشمند از وکلا استفاده می کنند.

آن ها به وکلا به چشم مشکل یا غیرضروری نمی نگرند.این کسب و کارها وکلا را نیروهای محافظ شرکت در مقابل دعاوی حقوقی، قانون شکنی ها (حتی نادانسته)، امضای قرداد های بد و…. می بینند. همچنین شما باید از یک وکیل برای همه امور قانونیتان استفاده کنید. در نظر داشته باشید که نادانی از قانون دلیل موجهی برای شکستن آن نیست.

بایگانی خوب و دقیق مالی داشته باشید و مالیات خود را بپردازید.

هیچ لذتی در کشمکش با اداره مالیات، شهرداری، وزارت کشور و یا هر نهاد دولتی که ممکن است به آن پولی بدهکار باشید وجود ندارد. در عوض، یک حسابدار خوب استخدام کنید تا چگونگی کاهش مالیات را به شما بیاموزد.

صاحبان کسب و کار های موفق بازار و رقابت خود را می شناسند.

هواداران وفادار خود را مشخص کنید. کجا زندگی می کنند؟ آن جایی است که باید خود را عرضه کنید. چگونه به موسیقیتان گوش می دهند و آن را از کجا می خرند؟ آن جایی ایست که شما می خواهید موسیقیتان در دسترسشان باشد. حدود درآمد آن ها چقدر است و چقدر حاضرند برای دیدن کنسرت شما یا دعوت از شما پول بدهند؟ قیمت خود مطابق با آن تعیین کنید. به کدام یک پاسخ بهتری می دهند؟ ایمیل، اس ام اس یا تلگرام؟ بیشتر از آن متد استفاده کنید. رقبای شما چه کار موفقیت آمیزی می کنند که شما نمی کنید؟ پیدایشان کنید و حداقل کپیشان کنید. حتی کارهای بیشتری بکنید تا برتری رقابتی داشته باشید.